معين الدين نطنزى

43

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

حكومت [ و يرليغ اتابكى به لرستان آمد و حكومت ] به دو قرار گرفت . از نيت نيكى كه داشت اكثر اوقات ملازم اردو مىبود . در آن وقت كه اباقا خان متوجه فتح گيلان و ديلمان گرديد قضا را اتفاق چنان افتاد كه پادشاه با مخصوصى چند در مضيقى هايل با دشمنى غلبه باز خوردند و نزديك شد كه دستگير شود . اتابك يوسف شاه از اسب فروجست و به ضرب شمشير خود را در ميان ديلميان افكند و كوششى نمود ؛ هفت خان رستمدار و مازندران به گرد رفت . بعد از آنكه اباقا خان مظفر و منصور بازگرديد و مرتبهء او را بلند كرد ، و از فارس ، خوزستان و كوه‌كيلويه را و از عراق فيروزان و جربادقان را سيورغال او فرمود ، اتابك يوسف شاه خواست كه به حكم يرليغ ولايات سيورغالى تصرف كند . برادر نجم الدين شول كه در كوه‌كيلويه متمكن بود ، تمرد نمود و جنگ كرد ، تا كشته شد . بعد از وفات اباقا خان چون احمد خان جلوس كرد و ميان او و ارغون خان منازعت افتاد ، احمد ، يوسف شاه را به مدد خود طلبيد . اتابك يوسف شاه با دو هزار سوار و پياده ملحق شد . و چون احمد منهزم شد ، ارغون ، يوسف شاه [ را ] معذور داشت و او را به طلب صاحب اعظم شمس الدين فرستاد . صاحب در قم بود . هرچند كه مبالغه نمود و درخواست كرد اتابك نشنود ، و به اكراه و اجبار به درگاه آورد . ارغون خان آن خدمت او را بپسنديد و مقضى المرام به لرستان فرستاد . بعد از آنكه مرادات دنيوى وصول يافت و كار حكومت برحسب دلخواه قرار گرفت به سنهء خمس و ثمانين و ستّ مايه ( 685 ه / 1286 م ) درگذشت . دو پسر داشت : يكى افراسياب كه ملازم اردو بود ، و يكى احمد ، كه با پدر بسر مىبرد . افراسياب به خدمت پسنديده خود را منظور نظر عنايت ارغون خان و محبوب دلهاى امرا گردانيده بود ، و بيش از همه پولاد جنكسانك التفات مىفرمود . [ اتابك افراسياب ] بعد از وفات پدرش به موجب يرليغ اتابك افراسياب حاكم لرستان شد و برادر خود احمد را ملازم اردو گردانيد . پس دست تكلّف و تطاول به حوالات و مصادرات اهالى ولايات دراز كرد ، چنانچه خطهء خطير مال [ مال امير ] پايمال شد ، و